چشم انداز شعر تالش
اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به روند تاریخی تغییرات شعر در چند قرن اخیر داشته باشیم خواهیم دید که شــــــعر جهان با رنسانس و وارد شدن صنعت و تکنولوژی و گسترش دامنـــــــــه ی زندگی بشر دیگر محدودیت های ساختار کهن را برنمی تابید از این رو در طی جریانی پوست انداخــــــت و زبانی نو و درخور زندگی امروز و هماهنگ با ظرفیت های تکنولوژیک ان افرید.
در ایران هم با انقلاب مشروطه و تحولات اجتماعی و سیاسی بعد از ان و به همت نیمـــــــــا یوشیج تغییرات اساسی در محتوا و ساختار شعر فارسی به وجود امد که بعدها توسط شاگردان راستینش تکامل یافت.
بعد از این مقدمه ی کوتاه حال اگر بخواهیم نگاهی به شعرتالش داشته باشیم مشاهده میکنیم که انچـــــه امروز انرا شعر تالش می خوانند هنوز از هزارتوهای دست و پاگیر سنت ها بیرون نیامده است.
هر چند شعرهایی که با دیدی مدرن و زبانی نو و قدرتمند که حاصل نواندیشان شعر تالش می باشد در گوشه و کنار دیده می شود اما متاسفانه جریان اصلی شعر تالش هنوز درگیر سنت هاست.
اگر به نشریات تالش سری زده و اندکی تامل نماییم متوجه می شویم که هنــــــــوز و با گذشت سالها از تثبیت شعر نو در جهان و همچنین ایران ، بیشتر شعرهای چاپ شده یا در قالبی سنتی سروده شده و یا اگر مـــــدرن است هنوز ان قدرت اندیشه و زبان محکم وساختارمند را برای شکستن سدهای گذشته ندارد و این موضوع در حقیقت یک تهدید بسیار بزرگ و جدی برای شعر تالش و باعث عقب ماندن ان از قافله ی شعر دیگر نقـــــاط ایران و جهان است.
شاید نیازی به چندین باره گویی نباشد که ادبیات باید همطراز زندگـــــــــی بشر رشد کند و با ان به پیش رود.
شعر امروز باید متناسب با زندگی امروز باشد. شـــعر امروز ، از ارزوها ، دردها، نگرانی ها ، دلخوشی ها و در یک کلام از زندگی بشرامروزی سخن می گوید و نه انسان چند قــــرن پیش، پس باید زبان و ساختاری متناسب زندگی امروز برای خود بیابد.
برای انان که ذهنی امروزی دارند درک این موضـــــــــوع چندان دشوار نمی نماید اما با این وجود متاسفانه باز مشـــــاهده می کنیم که برخی از شاعران تالش هنوز اصرار دارند که حتمن با زبانی متعلق به قــــــرون گذشته سخن گویند.
من اینجا در پی ان نیستم که مزیت های شعر نو را یک به یک برشمارم چرا که بزرگان ادبیات معاصـــــــر بارها انرا تکرار نموده اند. همچنین باید یاداوری نمود که تاکید ما روی شعر نو تالش به معنای نفی شـــــــعر قدیم نیست و از ان روی که شعر تالش دارای پشتوانـــــــــــــه ی قدرتمندی نمی باشد امروز هم می توان در قالب های مختلف سنتی شــــــــــــــــعر به زبان تالش سرود تا پشتوانه ی شعر تالش را قوی تر کند اما بحث این است که بدنه ی اصلی شــــــــــعر تالش باید در اختیار شعرهای نو با قدرت های زبانی بالا قرار گیرد و شاعران تالش در تلاش برای کشف ظرفیت های بیشمــــــــــار شعر سپید در زبان تالش برایند تا شعر بتواند عــــــقب ماندگی های تاریخی خود را رفته رفته جبران کند و در غــــــــیر اینصورت کاری به پیش نخواهد برد و فاصله اش با زبانهای دیگر بیشتر و بیشتر خواهد شد.
یکی از عوامل گذشته گرایی شکلی و زبانی در شـــــعرتالش نبود معادل های زبانی برای عناصـــر مدرنی است که امروزه وارد زندگی تالشان گردیده است.بدلیل نداشتن معادل از سویی و تفکر سنتی و ذهن غیرپویای برخــــــی از شــــاعران تالش از سوی دیگر، محدوده ی زبان شعر تالش انطور که شایسته شعر امروز تالش است گسترشی به خود ندیده است.
زندگی کــــشاورز، کارگرو کارمند امروز تالش نسبت به گذشته تغییرات اساسی داشـــــته است و تنها شامل عناصر سنتی نمی باشد بلکه انسان امروزتالش با عناصـ ـــــر مختلف زندگی امروز از تلوزیون و کامپیوتر گرفته تا انواع ماشین الات گوناگون ســــــروکار دارد. بسیاری از روشـــــهای تولید دگرگون شده اند و این دگرگونی باید جای خود را در شعر تالش باز کند.
دیگر تهدید و افت شـــعر امروز تالش ، افت تقلید است. جامعه ی شــــعری که از نبود صداقت رنج می برد امکان پیشرفت در ان بسیار دشــــــوار است.امروز گاهی مشــــــاهده می شودهمین که شاعری با ذهن پویا و نواندیش خود و در اثر ممارســت و رنج بسیار زبانی نو و درخور می افریند بلافاصله عده ای از ســــــر راحت طلبی یا بدان روی که قدرت دستیابی به زبانی مستقل را در خود نمی بینند دست به تقلید از اثــار ان شاعرمی زنند و در این اشفته بازار دیگر معلوم نیست که انگیزه ای برای افریدن زبان نو باقی می مانـــــد یا نه ؟
افت دیگر هم برداشتهای غیرمسولانه از شـــعرهای دیگران است که مایه تاسف و سبب درجا زدن شـــــعر تالش خواهد شد.
حرف درمورد شعر تالش بسیاراست اما فعلن به همین مقدار بسنده میکنم و در اخر ذکر این نکته ضروری به نظر می رسـد که مطالب گفته شده به هیچ وجه به معنای نفی بزرگوارانی که در دامنه ی شعر تالش از گذشته تا امروز تلاشهای قابل ستایش داشته اند نیست و قدردان تلاشـها و نتایج حاصل از ان بوده و هستیم.
- محمد مهدی نورمحمدی گشتی -
مجله ی تالشن (ویژه نامه 4 دی بهار 1389 )
